عباس قديانى

301

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

چغرزن ( چكرزن ) در عهد ساسانى بيوه‌زنى كه از نو شوهر كند ، چغرزن ( چاكرزن ) ناميده مىشد . ظاهرا كنيزان زرخريد و زنان اسير جزء طبقات چاكرزن بوده‌اند كه مقامشان پست‌تر از پادشاه زن بوده است و او را « زن خدمتكار » نيز مىگفتند . چغرى بيگ ابو سليمان چغرى بيگ ( جغرى بيگ ) داود بن ميكائيل بن سلجوق ( متوفى 452 ه . ق . ) از پادشاهان بزرگ سلجوقى و امرا و مؤسس دولت سلاجقه و برادر طغرل بيگ سلجوقى است . در آغاز فتنهء سلاجقه كه اين تركمانان در خراسان ناامنى پديد آوردند ، مسعود غزنوى ولايت را به وى و ولايت نسا را به برادرش طغرل بيگ واگذاشت ، و هردو را دلجويى كرده ، لقب دهقان داد . اما آنها چون از سلطان ايمنى نداشتند همچنان سركشى خود را ادامه دادند . بعد از غلبهء سلاجقه بر بلاد خراسان چغرى بيگ امارت سرخس يافت ، و بعد از شكست مسعود در دندانقان ، قدرت وى افزود . در حكومت خراسان و در باب طرز ادارهء حكومت مكرر بين او و برادرش طغرل اختلاف نظر پديد آمد . اما به‌سبب اشتغال طغرل به لشكركشى و توسعهء قلمرو خويش ، چغرى بيگ پيش از طغرل وفات يافت و پسرش الب ارسلان ، جانشين او گشت ، و بعد از وفات طغرل ، وارث تمام مملكت سلاجقه شد . چغرى : - جبغو چنگيز خان تموچين كه نام نخستين چنگيز خان است در حدود سال 549 ه . در مغولستان زاييده شد . پدرش « يسوكاى بهادر » رئيس قبيله قيات بود كه طايفه‌اى كوچك از مغولان شمرده مىشدند و در كنار شعب علياى رود آمور و جبال قراقوروم مسكن داشتند و ايشان شعبه‌اى از قبيله ديگر مغول به نام بورجيگين بودند . يسوكاى بهادر پدر چنگيز خان قبيله كوچك خود را با فتوحاتى كه كرد ، نام‌آور ساخت . چون درگذشت پسرش تموچين بيش از سيزده سال نداشت ، بزرگتران قبيله از او اطاعت نكردند و وى ناچار شد كه به نزد وانگ خان رئيس قبيله مسيحى كرائيت كه در واحه‌هاى شرقى صحراى گبى و جنوب درياچه بايكال ، ديوار چين مسكن داشتند پناه برد و از او براى رسيدن به مقام پدر يارى خواست . خان مزبور كه با پدرش دوستى داشت در آغاز مقدم او را گرامى شمرد . وى چون او را داراى افكار بلند يافت از بيم آنكه مبادا روزى مزاحم او شود درصدد نابودى وى برآمد . تموچين از قصد او آگاه شد و با افراد خود از آنجا برفت . تموچين بر اثر لياقت ، قبيله كوچك قيات را كه در زمان پدرش يسوكاى از چهل هزار چادر تجاوز نمىكردند با اتحاد با طوايف ديگر به بزرگترين قبايل آن زمان ترقى داد . وى در سال 1206 م . از رؤساى قبايل مطيع خود شورايى كه آن را قوريلتاى مىخواندند تشكيل داد و از سوى روحانيون شمنى ملقب به چنگيز قاآن شد ( پادشاه توانا و نيرومند ) و بدين ترتيب در چهل و چهار سالگى يگانه پادشاه مغول گرديد . وى با حملات بسيارى كه به نقاط مختلف نمود ايران را از اين حملات مصون نگذاشت و در پاييز سال 1616 با سپاهى در حدود صد و پنجاه هزار تا دويست هزار تن از درهء سفلاى رود سيحون به كشور سلطان محمد خوارزمشاه حمله آورد . چنگيز در حمله به ايران سپاه خود را بين چهار پسر خويش ، جغتاى ، اوكتاى ، جوجى و تولى تقسيم كرد .